برای ورود به کانال آهنگ های گم شده کلیک نمایید: nex1melody@
امروز : یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵
توضیحات
بدون عنوان دانلود بازدید : 5,415 views
No set (Goto Setting) Download
00:00
00:00
بازدید : 982 views بدون نظر شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۴
اینجا گواتر است، اینجا وطن تمام می‌شود
-گواتراینجا گواتر است اینجا وطن تمام می‌شود

زهرا روستا/ از روی نقشه جنوبی شرقی‌ترین نقطه از خاک ایران است و بسیار دور از دسترس، اینجا خلیج گواتر است؛ دروازه‌ای کوچک که از ایران به آب‌های دریای عمان و اقیانوس هند باز می‌شود. ساحلی زیبا که با فاصله ١۵٠ کیلومتری از بندر چابهار انگار از یادها رفته است. نیمی از خلیج گواتر در ایران است و نیم دیگرش در پاکستان قرار گرفته است. «پسابندر» و «گواتر» نزدیک‌ترین روستاهای ایران به این خلیج هستند و در آن سوی مرز، در پاکستان خلیج به شهر «جیوانی» وصل شده است. از گواتر تا جیوانی فاصله زیادی نیست و با کمتر از نیم‌ساعت حرکت بر آب‌های عمان، ارتفاعات جیوانی پدیدار می‌شود. دریا مردمان دو تکه گواتر را که از گذشته با هم روابط نزدیکی داشته‌اند به هم وصل می‌کند. تجارت در گواتر پیشینه‌ای طولانی داشته است و تاجران بلوچ از آب‌های این خلیج، هند تا آفریقا را زیر پا می‌گذاشته‌اند. اما امروز انگار از رونق گذشته خبری نیست. این را می‌توان از لابه‌لای حرف‌های صیادان و روستاییانی فهمید که کم شدن ارزش ریال چند سالی است مبادلات کوچک‌شان با پاکستان را هم بی‌رنگ کرده است. علاوه بر این گواتر از مراکز اصلی پرورش و صادرات میگو بوده است که در این سال‌ها نه‌تنها از رونق افتاده بلکه تقریبا متوقف شده است.

روستای کوچک گواتر نزدیک‌ترین نقطه ایران به مرزهای آبی عمان است و به گفته ساکنانش روستایی است فراموش شده.

بازدید : 562 views بدون نظر پنج شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۴
گزارش « اعتماد» از نکوداشت عزت‌الله فولادوند، فیلسوف ایرانی
می‌توانستم بروم اما وظیفه‌ام در قبال ایران چه ‌می‌شد
 در کافه تهران ورلد

  مسعود شاه‌حسینی – علی ورامینی/  از چند جهت نام فیلسوف ایرانی برازنده دکتر فولادوند است؛ یکی آنکه او توانست طی ٨٠ سال عمر خود (که سال‌ها زنده و پر توان باد) آثار متعددی در زمینه‌های مختلف فلسفی در اختیار جامعه ایرانی قرار دهد. از سوی دیگر تالیفات ارزشمندی از خود به یادگار گذاشت که این آثار در زمانی در اختیار جامعه ایرانی قرار گرفت که جامعه ما با این افراد یا ناآشنا بود یا کمتر نام آنها را شنیده بود. نمی‌توان از کنار اسامی‌ای مانند کارل پوپر، هانا آرنت، ایمانوئل کانت، هانس گادامر، اریش فروم، کارل یاسپرس، مارتا نوسباوم گذشت اما نگاهی به نام عزت‌الله فولادوند نکرد. فولادوند از جمله کسانی بود که طی این سال‌ها کنش فلسفی‌اش در راه تبیین دقیق آرای فلسفی متمرکز شده و همچنان در پی این شیوه به جوانان نیز همین توصیه را داشته و دارد. فولادوند تنها مترجمی چیره‌دست نبوده بلکه مقدمه‌های بسیار آموزنده نیز تالیف کرده که مبانی فکری‌اش در آن کارها کاملا مشهود است و خواننده می‌تواند آن را به روشنی درک کند. امثال فولادوند در روزگار ما نادرند. نه اهل فحاشی و ناسزا گفتن در حلقه‌های خودمانی و فیس‌بوکی است و نه اهل محافظه‌کاری و بی‌مبنا سخن گفتن. او به واقع ایثارگر راستین فکر و معرفت است. نقش و اثر او نامحسوس است، دیدنی نیست و به غوغای بازار نمی‌‌رسد. به واقع می‌توان گفت کارهای روشنگرانه‌اش راهگشای خردورزی است که جامعه ایرانی سخت به آن نیازمند است. شاهد سخن همین مقالات و مقدمه‌هایی که نوشته است.

 

  

بازدید : 537 views بدون نظر یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۴

طبق آماری که به نقل از برخی مراکز تحقیقاتی نشر یافته، بیشترین سهم بازدید از سایت تلگرام در دنیا برای کاربران ایرانی به ثبت رسیده است. این به آن معناست که گره کور راه بندان‌های سیاسی در سایر بزرگراه‌های مجازی از جمله واتس‌آپ، وایبر و دیگر شبکه‌ها، راه را به کاربران ایرانی در اینگونه شبکه‌ها نشان می‌دهد؛ راهی که هر روز در کشور ما از مناطق صعب‌العبور گذشته و خیل مشتاقان به آگاهی‌های اجتماعی را بیشتر از پیش به سوی خود رهنمون می‌سازد. آنچه در این بین محلی از اعراب دارد، توجه یا عدم توجه مسوولان کشوری به این «بازگشایی»ها است که هر روز جامعه ایرانی را در تقابل با انسداد هرگونه آگاهی رسانی قرار می‌دهد و زنگ هوشیاری است برای متولیان حوزه ارتباطات سیاسی که شتابزده، سعی در کند کردن مسیر اطلاع‌رسانی به جامعه بیدار امروزی دارند. تجربه چند سال گذشته نشان می‌دهد که نه تنها این‌گونه مسدود کردن راه‌های ارتباطی مجازی، راهی از پیش نبرده که برعکس بیشتر راهگشایی دیگر در تنگناهای اجتماعی نیز بوده است؛ تنگناهایی که بر کلیه امور جاری افرادش مستولی و آنها را خواسته یا ناخواسته به واکنش وامی‌دارد. امروزه نقشی که پیام و پیام‌رسانی به عهده دارد، تنها محدود به برنامه یا شبکه خاصی نیست که بتوان از طریق جلوگیری یا محدودسازی آن، به عدم ارسال پیام اقدام کرده و جامعه‌ای را از این طریق به سکوت خبری کشاند، که برعکس با دقت و وسواسی خاص، خواه به صورت تلافی‌جویانه و خواه به صورت تشنگی در پیام‌رسانی در بین افراد جامعه جلوه می‌کند.

بازدید : 432 views بدون نظر یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۴

در کمتر مقوله‌ای در کشور تا این‌حد وحدت نظر وجود دارد. اخبار رسمی، روزنامه‌ها، خبرگزاری‌ها، شبکه‌های مجازی و هرآنچه رسانه قلمداد می‌شود، یک‌صدا و بااطمینان از «تخریب هرروزه محیط زیست» و «نابودی قریب‌به‌وقوع تمام آن» سخن می‌گویند. تصاویر و اخبار رسانه‌های محیط زیستی، جملگی سیاه و نومیدکننده و مرگ‌آلود‌اند و آن‌قدر تکرار شده‌اند که به یک باور عمومی تبدیل شده‌اند و اگر کسی جمله‌ای خلاف این سیل توفنده عنوان کند، متهم به سیاسی‌کاری، سفیدنمایی، توجیه‌کردن بی‌کفایتی دولتی‌ها، نامحرم‌دانستن افکار عمومی و سرپوش‌گذاشتن بر واقعیت می‌شود. گاهی این اتمسفر روانی چنان فشرده و غالب رخ می‌نماید که کمتر کسی تمایل به ایستادن در مقابل آن دارد و خیلی‌ها ترجیح می‌دهند روزه سکوت بگیرند تا بدوبیراه کمتری بشنوند! ایران، با یکی از جوان‌ترین جمعیت‌های جهان، منابع کم‌نظیر طبیعی، ثروت بی‌کران انسانی، موقعیت استراتژیک بی‌نظیر، اقلیم متنوع و زیبا، پیشینه‌ تمدنی چندهزارساله و با داشتن بخشی از میراث فرهنگی جهان، غنای زبان‌ و فرهنگ و سنت‌های بومی، انسجام در تعامل اقوام و ادیان و به عبارت دیگر سرزمینی که همه چیز را برای امیدواربودن دارد، چرا در مقوله محیط زیست با این میزان از اندوه و نومیدی روزگار می‌گذراند؟

بازدید : 567 views بدون نظر پنج شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

جواد اسحاقیان

من سبزواری هستم. متولد ١٣٢٧. سبزوار شهری به‌شدت فرهنگی است؛ هرچند بازاری‌ها بر آن حاکم هستند، اما از گذشته، زمینه‌های فرهنگی غنی داشته و دارد. یادم هست که کتاب خواندن را از اول متوسطه شروع کردم؛ تقریبا سال ١٣۴٠بود. در سبزوار کتابخانه‌های معروفی بود، اما یک کتابفروشی به نام سعادت بود که آقایی به نام سعادت صاحب آن بود، این کتابفروشی روبه‌روی خانه‌مان بود و صاحبش هنوز هم زنده است. کتابفروشی سعادت بسیار مجهز بود و کتاب اجاره می‌داد. روزی پنج قران می‌دادیم و کتاب کرایه می‌کردیم. در آن زمان همسایه‌ای داشتیم که او هم کتابخوان بود، ما قرار گذاشتیم که او یک کتاب اجاره کند و من هم یک کتاب، یکروزه کتاب‌ را خوانده و با هم عوض کنیم. در واقع ما با پنج قران دو کتاب می‌خواندیم.

thumb_4951_4_0cad5892b4696f25ad385e95fa06adbb

نام کتاب‌هایی که از سال ۴٠ می‌خواندم، روی کاغذ می‌نوشتم که به دیگران پز دهم، الان دانش‌آموزان این دهه را با دهه ۴٠ مقایسه می‌کنم، می‌بینم که پز دادن در دوره ما این بود…

صفحه 1 از 212