برای ورود به کانال آهنگ های گم شده کلیک نمایید: nex1melody@
امروز : یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵
توضیحات
بدون عنوان دانلود بازدید : 5,415 views
No set (Goto Setting) Download
00:00
00:00
بازدید : 583 views بدون نظر جمعه ۲۰ آذر ۱۳۹۴

ای خدای کعبه، این مردمی را که همه‌ی عمر، هر صبح و شام، در جهان، رو به خانه‌ی تو دارند، رو به خانه‌ی تو می‌زیند و رو به خانه تو می‌میرند، این مردمی را که برگرد خانه‌ی ابراهیم تو طواف می‌کنند، قربانی جهل شرک و دربند جور نمرود مپسند. و تو ای محمد، پیامبر بیداری و آزادی و قدرت! در خانه تو حریقی دامن گستر درگرفته است، و در سرزمین تو، سیلی بنیان‌کن از غرب تاختن آورده است، و خانواده‌ی تو دیری است که در بستر سیاه ذلت، به خواب رفته است. بر سرشان فریاد زن قُم فَأَنذِر (مدثر/۲). بیدارشان کن و تو ای علی، ای شیر! مرد خدا و مردم، ربّ النوع عشق و شمشیر! ما شایستگی «شناخت تو» را از دست داده‌ایم. شناخت تو را از مغز‌های ما برده‌اند، اما «عشق تو را»، علیرغم روزگار، در عمق وجدان خویش، در پس پرده‌های دل خویش، همچنان مشتعل نگاه داشته‌ایم، چگونه تو عاشقان خویش را در خواری رها می‌کنی ؟ تو ستمی را بر یک زن یهودی -که در ذِمّه حکومتت می‌زیست- تاب نیاوردی، و اکنون، مسلمانان را در ذمه‌ی یهود ببین. و ببین که بر آنان چه می‌گذرد! ای صاحب آن بازو -که یک ضربه‌اش از عبادت هر دو جهان برتر است- ضربه‌ای دیگر! و شما دو تن: ای خواهر! ای برادر! ای شما که به انسان بودن معنی دادید، و به آزادی جان، و به ایمان و امید، ایمان و امید، و با مرگ شکوهمند خویش به حیات، زندگی بخشیدید! آری ای دو تن! از آن روز دردناک -که خیال نیز از تصورش می‌هراسد و دل از دردش پاره می‌شود- چشم‌های این ملت از اشک خشک نشده است. توده‌ی ما قرن‌هاست که در غم شما و در عشق به شما می‌گرید، مگر نه عشق تنها با اشک سخن می‌گوید ؟

بازدید : 453 views بدون نظر سه شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۴

ای خداوند مستضعفان تو که «اراده کرده‌ای تا بر بیچاره‌شدگان زمین منت نهی، و توده‌های محکوم ضعف و محروم از حیات را -که در بندکشیدگان تاریخ و قربانیان ستم و غارت زمان و مبغوضان دوزخ زمین‌اند- به رهبری انسانشان برکشی، و به وراثت جهانشان برداری (۹)!» اینک هنگام در رسیده است، و مستضعفان زمین وعده تو را انتظار می‌کشند، ای مظهر غیرت، مستضعفان زمین، دراین زمان تنها پرستندگان تواند. ای خداوند، تو که « همه‌ی فرشتگانت را در پای آدم به سجده افکندی (۱۰)»، اینک نمی‌بینی که بنی‌آدم را در پای دیوان به خاک سجود افکنده‌اند ؟ آنان را از بند عبودیت بت‌های این قرن -که خود تراشیده‌ایم- به بندگی آزادی بخش عبادت خویش، آزادی ببخش! ای خداوند، «آن‌ها که به آیات تو کفر می‌ورزند، پیامبرانِ تو را به نا حق می‌کشند، و نیز مردانی را که از مردم برخاسته و به عدالت و برابری می‌خوانند نابود می‌کنند»، (۱۱) هنوز بر جهان مسلط‌اند. عذابی را که مژده داده بودی بر آنان فرست! ای خداوند، به علمای ما مسئولیت، و به عوام ما علم، و به مؤمنان ما روشنایی و به روشنفکران ما ایمان، و به متعصبین ما فهم، و به فهمیدگان ما تعصب، و به زنان ما شعور، و به مردان ما شرف، و به پیران ما آگاهی، و به جوانان ما اصالت، و به اساتید ما عقیده، و به دانشجویان ما… نیز عقیده، و به خفتگان ما بیداری، و به بیداران ما اراده، و به مبلغان ما حقیقت، و به دینداران ما دین، و به نویسندگان ما تعهد، و به هنرمندان ما درد، و به شاعران ما شعور، و به محققان ما هدف،و به نومیدان ما امید، و به ضعیفان ما نیرو، و به محافظه‌کاران ما گستاخی، وبه نشستگان ما قیام، و به راکدان ما تکان، و به مردگان ما حیات، و به کوران ما نگاه، و به خاموشان ما فریاد، و به مسلمانان ما قرآن، و به شیعیان ما علی، و به فرقه‌های ما وحدت، و به حسودان ما شفا، و به خودبینان ما انصاف، و به فحاشان ما ادب، و به مجاهدان ما صبر، و به مردم ما خودآگاهی، و به همه‌ی ملت ما، همت تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت ببخش.

بازدید : 625 views بدون نظر دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۴

خدایا: اخلاص! اخلاص! و می‌دانم، ای خدا، می‌دانم که برای عشق، زیستن، و برای زیبایی و خیر؛ مطلق بودن، چگونه آدمی را به مطلق می‌برد، چگونه اخلاص، این وجود نسبی را، این موجود حقیری را که مجموعه‌ای از احتیاج‌ها است و ضعف‌ها و انتظارها، مطلق می‌کند! در برابر بی‌شمار جاذبه‌ها و دعوت‌ها و ضررها و خطرها و ترس‌ها و وسوسه‌ها و توسل‌ها و تقرب‌ها و تکیه‌گاه‌ها و امیدها و توفیق‌ها و شکست‌ها و شادی‌ها و غم‌های همه حقیر که پیرامون وجود ما را احاطه کرده‌اند و دمادم ما را بر خود می‌لرزانند، و همچون انبوهی از گرگ‌ها و روباه‌ها و کرکس‌ها و کرم‌ها، بر مردار بودن ما ریخته‌اند، با یک خودخواهی عظیم انقلابی، -که معجزه ذکر است، زاده کشف بندگی فروتنانه خویشتن خدایی انسان است- ناگهان عصیان می‌کند، -عصیانی که با انتخاب تسلیم مطلق به حقیقت مطلق فرا می‌رسد واز عمق فطرت شعله می‌کشد- و سپس با تیغ بوداوارِ بی‌نیازی و بی‌پیوندی و تنهایی، مجرد می‌شود و آن‌گاه، از بودا فراتر می‌رود، و با دو تازیانه نداشتن و نخواستن، همه‌ی آن جانوران آدمخوار را از پیرامون انسان بودن خویش، می‌تاراند، و آن‌گاه، آزاد، سبکبار، غسل کرده و طاهر، پاک و پارسا، خود شده و مجرد و رستگار انسان شده و بی‌نیاز، به بلندترین قله رفیع معراج تنهایی می‌رسد و آنجا، همه من‌های دروغین و زشت را، -که گوری است بر جنازه شهید آن منِ راستین و زیبا و خوب، که همیشه در آن مدفون است و از چشم خویشتن نیز مجهول و از یاد خویشتن نیز فراموش- فرو می‌ریزد، با ذکر، با جهاد بزرگ، و با مردن پیش از مرگ. از درون، به هجرت آغاز می‌کند. هجرت از آن‌که هست، به سوی آن‌که باید باشد، تا… به اخلاص می‌رسد و بودن آدمی، به خلوص! خالص شدن برای او، به روی او، و چه خوب یافته است یک مفسّرِ قرآن فهم کلمه شناسِ فارسی، هزار سال پیش: اخلاص: یکتایی۵ آری، یک‌تویی! آن‌گاه، این چنین بنده‌ای خاشع، -که به بندگی، خداگونه‌ای شده است در زمین، و این چنین دوستی خاکی، -که در دوست داشتن، خدایی شده است؛ چه، دوست داشتن، اگر به اخلاص رسیده باشد، دوست را به دوست مانند می‌کند- از زندگی زنده‌تر است

بازدید : 402 views بدون نظر یکشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۴

خدایا: مسئولیت‌های شیعه بودن را -که علی‌وار بودن و علی‌وار زیستن و علی‌وار مردن است و علی‌وار پرستیدن و علی‌وار اندیشیدن و علی‌وار جهاد کردن و علی‌وار کار کردن و علی‌وار سخن گفتن و علی‌وار سکوت کردن است- تا آن‌جا که در توان این بنده ناتوان علی است، همواره فرایادم آر. به عنوان یک من علی‌وار: یک روح در چند بعد: خداوند سخن، بر منبر، خداوند پرستش در محراب؛ خداوند کار، در زمین؛ خداوند پیکار، در صحنه؛ خداوند وفا، در کنار محمد، خداوند مسئولیت در جامعه، خداوند قلم، در نهج‌البلاغه؛ خداوند پارسایی، در زندگی؛ خداوند دانش، در اسلام؛ خداوند انقلاب، در زمان؛ خداوند عدل، در حکومت؛ خداوند پدری و انسان‌پروری، در خانه؛ و… بنده خدا، در همه‌جا، در همه وقت! و به عنوان یک شیعی مسئول، وفادار به: مکتب، وحدت و عدالت، -که سه فصل زندگی او است،- و رهبری و برابری -که مذهب او است -و فداکردن همه مصلحت‌ها، در پای حقیقت- که رفتار او است. خدایا: این‌ها، علی را تا خدا بالا می‌برند، و آن‌گاه، او را تا سطح کسی که از ترس، به خلاف شرع رأی می‌دهد وبه زور، با خائن بیعت می‌کند، پائین می‌آورند! تسبیح گوی ولایت جورند و رجزخوان که: نعمت ولایت علی داریم! و اما آنها، آنها هنوز هم از اسارت دستگاههای تبلیغاتی سلسله‌های سلطنتی اموی و عباسی آزاد نشده‌اند. به انقلاب، آزادی و سوسیالیسم رسیده‌اند و هنوز علی، حسین و ابوذر را نمی‌شناسند! خدایا: رحمتی کن تا ایمان، نام و نان برایم نیاورد؛ قوتم بخش تا نانم را، و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم، تا از آنها باشم که پول دنیا را می‌گیرند و برای دین کار می‌کنند، نه آنها که پول دین می‌گیرند و برای دنیا کار می‌کنند. خدایا: همواره، تو را سپاس می‌گزارم که هر چه، در راه تو و در راه پیام تو، پیشتر می‌روم و بیشتر رنج می‌برم، آنها که باید مرا بنوازند، می‌زنند؛ آنها که باید همگامم باشند، سد راهم می‌شوند؛ آنها که باید حق‌شناسی کنند، حق‌کشی می‌کنند؛ آنها که باید دستم را بفشارند سیلی می‌زنند؛ آنها که باید در برابر دشمن دفاع کنند، پیش از دشمن حمله می‌کنند و آنها که باید در برابر سمپاشی‌های بیگانه، ستایشم کنند، تقویتم کنند، امیدوارم کنند وتبرئه‌ام کنند، سرزنشم می‌کنند، تضعیفم می‌کنند، نومیدم می‌کنند، متهمم می‌کنند، تا -در راه تو- از تنها پایگاهی که چشم یاری‌ای دارم و پاداشی، نومید شوم، چشم ببندم، رانده شوم… تا تنها امیدم تو شود، چشم انتظارم تنها به روی تو بازماند، تنها از تو یاری طلبم، تنها از تو پاداش گیرم، در حسابی که با تو دارم، شریکی دیگر نباشد، تا: تکلیفم با تو روشن شود، تا تکلیفم با خودم معلوم گردد، تا حلاوت اخلاص را -که هر دلی اگر اندکی چشید، هیچ قندی در کامش شیرین نیست- بچشم.

بازدید : 439 views بدون نظر شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۴

خدایا: به ماتریالیست‌ها بگو که انسان درختی که، ناخودآگاه در طبیعت، تاریخ و جامعه می‌روید نیست. خدایا: به جامعه‌ام بیاموز که تنها راه به سوی تو، از زمین می‌گذرد، اما به من بیراهه‌ای میان‌بُر را نشان بده. خدایا: به مذهبی‌ها بفهمان که: آدم از خاک است، بگو که: یک پدیده‌ی مادی نیز به همان اندازه خدا را معنی می‌کند که یک پدیده‌ی غیبی، دردنیا همان اندازه خدا وجود دارد که در آخرت و مذهب، اگر پیش از مرگ، به کار نیاید پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد. خدایا: کافر کیست ؟ مسلمان کیست ؟ شیعه کیست ؟ سنی کیست ؟ مرزهای درست هر کدام، کدام است ؟ من آرزو می‌کنم که روزی سطح شعور و شناخت مذهبی، در این تنها کشور شیعه جهان، به جایی برسد که سخنگوی رسمی مذهب ما فاطمه را آن چنان که سلیمان کتانی -طبیب مسیحی- شناسانده است، و علی را آن‌چنان که دکتر جورج جرداق -طبیب مسیحی- توصیف می‌کند و اهل بیت را آن چنان که ماسینیون کاتولیک تحقیق کرده است و ابوذر غفاری را آن‌چنان که جودهالسحار نوشته است و حتی قرآن را آن‌چنان که بلاشر -کشیش رسمی کلیسا- ترجمه نموده است و پیغمبر ما را آن چنان که ردنسن -محقق یهودی- می‌بیند، بفهمد و ملت شیعه و محبان اهل بیت و متولیان رسمی ولایت و مدعیان مذهب حقه جعفری روزی بتوانند به ترجمه آثار این کفار رسمی توفیق یابند؛ و آن‌گاه این‌ها که حسین -حامل پرچم سرخ تاریخ- و وارث تنها آدم و مجسمه زنده و جاودان اعجاز انسانیت- را عاجز و نالانی نشان می‌دهند که -در لحظه مرگ- از دژخیم، به زاری و ترحم، آب خوردن التماس می‌کند! این‌ها که علی -مظهر شرف انسانی و رب‌النوع شهامت و حریت را- که زبانش در گفتن حق، همچون شمشیر در کوبیدن ناحق، شهره‌ی تاریخ است عنصر سست و جان ترس و شخصیت لرزانی معرفی می‌کنند که از ترس جان، با رژیم ظلم بیعت می‌کند و از ترس جان، غاصب را خلیفه‌ی رسمی پیغمبر می‌خواند و از ترس جان، به امام کذاب اقتدا می‌کند و از ترس جان، عضو شواری نامشروع می‌شود و از ترس جان، مقام امامت خویش را -که همچون مقام نبوت پیغمبر، به نصب الهی است- به رأی و شور می‌گذارد و از ترس جان، دیگری را در مقامی که خدا باید معین کند، به رسمیت می‌شناسد، و حتی،

صفحه 1 از 3123